دوشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۳ | 9:22 | دختر دریا -
باد میاد اما ای کاش تنها بود، همراهش خاک هم هست... داستان همیشگی شروع سرما واسه ما جنوبی ها
فقط یه بارون می تونه این آلودگی توی هوا رو بشوره و ببره. که اونم خبری نیست.
یه لایه ی غلیظ خاک نشسته توی حیاط، حتی گربه و دو تا بچه هاش هم یه گوشه کز کردن و یه حالت میت گونه به خودشون گرفتن.
یادمه دانشجو بودم و از دانشگاه بر می گشتم و هوا گرد و خاکی بود، توی راه خون دماغ شدم. یه بار هم توی همون هوا، توی خونه خون دماغ شدم. این خاک ها همیشه با خودشون بیماری ميارن.
یادم نمیره یه سال تهران گرد و خاک شد، کل کشور بسیج شده بود تا موضوع رو حل کنه اما وقتی جنوب مدام توی گرد و خاکه، اصلا هیچکس به روی مبارک خودش نمیاره.